ایران امروز با دو بحران همزمان دست و پنجه نرم میکند که هر یک به تنهایی برای به زانو درآوردن یک کشور کافی است: یکی کمآبی فزاینده و دیگری ناترازی شدید برق. اما کمتر کسی توجه میکند که یک ریشه مهم هر دو بحران، در یک پدیده مشترک و تقریبا نادیده گرفته شده نهفته است؛ پدیدهای که سالهاست، مصیبت کشور شده است. چاههای غیرمجاز، قاتلی خاموش که با هر مترمکعب آبی که از دل زمین بیرون میکشند، هم سفره.های آب زیرزمینی را برای همیشه نابود میکنند و هم برق حیاتی شبکه سراسری را میبلعند.
این قاتل جنایتکار، هر روز بزرگتر و قویتر میشود و هیچکس، هیچ نهادی و هیچ قانونی تاکنون نتوانسته جلوی او را بگیرد. برای درک عمق این فاجعه، کافی است به گذشته نگاه کنیم.
در سال 1350، کل چاههای کشور فقط 47 هزار حلقه بود. اکنون تعداد چاههای مجاز و غیرمجاز کشور به بیش از یک میلیون حلقه رسیده که حدود 400 هزار حلقه تا حتی 550 هزار حلقه بطور کامل غیرمجاز هستند.
آن هم در کشوری که سالهاست با خشکسالی دست و پنجه نرم میکند. این رشد افسارگسیخته، چیزی جز یک غارت سازمان یافته از منابع ملی نیست، غارتی که نه از سوی دشمن خارجی، بلکه از سوی خود ما، با دستان خود ما، در حال وقوع است. اما ماجرا فقط به آب ختم نمیشود و این نقطه، جایی است که بحران دوم یعنی ناترازی برق خودنمایی میکند. هر چاه غیرمجاز، یک مصرفکننده بیرویه برق نیز هست و این دو بحران، در هم تنیده شده و یکدیگر را تشدید میکنند. یعنی یک نیروگاه های زیادی داریم که تولیدشان صرف پمپاژ آبی میشود که هیچکس اجازه برداشت آن را نداشته است. با محاسباتی به برآورد حدود 2500 مگاوات برق رایگان و غیر مجاز یعنی تقریبا معادل یک نیروگاه دماوند برای برداشت غیر مجاز آب و فرونشست زمین اختصاص می یابد. با شرایط ناترازی برق مجبور به اعمال برنامههای سنگین مدیریت مصرف هستیم. اما هزینه سنگینتر از آب و برق، جایی است که به منابع آب زیرزمینی میرسیم. کل پتانسیل مجاز برداشت از آبهای زیرزمینی کشور حدود 31 میلیارد مترمکعب در سال است، اکنون نزدیک به دو برابر حد مجاز، از سفرههایی که قرنها طول کشیده تا پر شوند، آب استخراج می شود و در عرض چند دهه به کام خشکی فرو رفتهاند. نتیجه چیست؟ طی دهه های اخیر، حدود 140 تا 150 میلیارد مترمکعب از ذخایر آب زیرزمینی ایران برای همیشه از بین رفته است. برخی چاههای غیرمجاز حتی تا 10 برابر میزان مجاز آب برداشت میکنند، یعنی نه یک چاه، بلکه ده چاه در یک چاه. به عبارت دیگر، ما امروز داریم آب نسلهای آینده را میدزدیم و آن را به خاک میریزیم.
فقط کافی است نقشه خشکسالی و کاهش سطح آبهای زیرزمینی را نگاه کنید تا ببینید چگونه دشتهای حاصلخیز یکبهیک به بیابان تبدیل میشوند.
اما برداشت بی رویه آب از چاههای غیرمجاز، تنها به کم آبی ختم نمیشود و شاید هولناکترین پیامد آن، چیزی است که از آن به «فرونشست زمین» یا «زلزله خاموش» یاد میشود. ایران جزو کشورهایی با بیشترین فرونشست زمین در جهان است و این فاجعه، هر روز گستردهتر می.شود. در حال حاضر 300 دشت کشور دچار فرونشست هستند و این عدد همچنان در حال افزایش است. بیش از یک میلیون چاه در پهنه.های فرونشستی زمین قرار گرفتهاند و 8.5 میلیون واحد مسکونی روی مناطق مستعد فرونشست واقع شده.اند. فرونشست تنها به معنی فروکش کردن زمین نیست؛ یعنی تخریب تدریجی زیرساختها، فروریختن خانه.ها، ترک.خوردن جاده.ها، شکستن خطوط لوله، تخریب چاهها و نابودی اراضی کشاورزی.
در استانهای مختلف ایران، مجوز حفر چاه همچنان صادر میشود، در حالی که زمین زیر پای ساکنان همین مناطق، هر روز چند میلیمتر بیشتر فرو مینشیند. فرونشست در برخی مناطق به حدی شدید است که زمین تا چند ده سانتیمتر در سال پایین میرود و این یعنی دیگر راه بازگشتی وجود ندارد، یعنی دیگر نمیتوان آن سفره.های خشک شده را احیا کرد. با وجود همه این فجایع، قوانین موجود نه.تنها بازدارنده نیستند، بلکه گاهی خود به تشدید بحران دامن میزنند. بر اساس ماده 45 قانون توزیع عادلانه آب، حفر چاه غیرمجاز جرم محسوب میشود و مجازات آن 10 تا 50 ضربه شلاق یا 15 روز تا 3 ماه حبس تعزیری است.
جریمه مالی نیز به ازای هر مترمکعب آب، حداکثر 6 هزار ریال (600 تومان) تعیین شده است. اما آیا 600 تومان جریمه به ازای هر مترمکعب، در برابر سود سرشار برداشت غیرقانونی آب و صرفه.جویی در هزینه.های انرژی، بازدارنده است؟ پاسخ روشن است: خیر. چاههای غیرمجاز یک مسيله فنی یا زیستمحیطی صرف نیستند، آنها یک تهدید امنیتی، اقتصادی و ملی هستند.
هر روز که این چاهها به کار خود ادامه میدهند، 40 میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی که متعلق به نسلهای آینده است برای همیشه نابود میشود، 2500 مگاوات برق معادل دو نیم برابر نیروگاه اتمی بوشهر به.طور غیرقانونی مصرف میشود، 300 دشت بیشتر به کام فرونشست فرو میروند و 8.5 میلیون واحد مسکونی، یک قدم به فروپاشی نزدیکتر میشوند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران فردا نه آبی برای آشامیدن خواهد داشت، نه برقی برای روشنایی، نه زمینی برای کشاورزی و نه خانه.ای برای زندگی. آیا قرار است باز هم تماشا کنیم؟ آیا قرار است باز هم فردا پشیمان شویم که چرا امروز کاری نکردیم؟ زمین زیر پایمان در حال فروپاشی است، سفره.های آب در حال خشک شدن هستند و شبکه برق در آستانه فروپاشی. وقت اقدام قاطع، همین امروز است؛ وقت آن رسیده که قوانین بازدارنده شوند، جرایم سنگین گردند، نظارت.ها هوشمندانه شوند و چاه.های غیرمجاز یکییکی مسدود گردند، پیش از آنکه ایران فردا، تنها یک کویر خشک و خاموش باشد و ما تنها تماشاگران این فاجعه باشیم. دیگر نه زمان تماشا باقی است و نه عذری برای سکوت.
کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی ایران








