به گزارش خبرنگار مهر، با نزدیکشدن به فصل سرد، تامین پایدار گاز بار دیگر به یکی از مهمترین مسايل حوزه انرژی تبدیل شده است. در شرایطی که ناترازی گاز و محدودیتهای عرضه، بخشهای مختلف مصرف را تحت فشار قرار میدهد، استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه میتواند بخشی از راهکار مدیریت اوج مصرف باشد. در این میان، ترکمنستان بهدلیل برخورداری از ذخایر گازی، هممرزی با ایران و سابقه همکاری در تجارت گاز، یکی از گزینههای مهم برای تقویت تامین انرژی کشور به شمار میرود.
تفاهمنامه امضاشده میان ريیسجمهور ایران و رهبر ملی ترکمنستان در سال 1403 برای افزایش ظرفیت تجارت گاز، زمینه سیاسی این همکاری را تقویت کرده است؛ با این حال، اهمیت اصلی این توافق در شرایط کنونی به چگونگی تبدیل آن به قرارداد اجرایی و مشخصشدن سازوکار تامین گاز بازمیگردد.
دیپلماسی همسایگی در مسیر همکاری انرژی
توسعه روابط اقتصادی با کشورهای همسایه در سالهای اخیر، حوزههایی همچون تجارت، حملونقل، ترانزیت و انرژی را دربر گرفته است. همکاری با کشورهای منطقه در زمینه واردات برق، توسعه مسیرهای ترانزیتی و گسترش مبادلات تجاری، بخشی از ظرفیتهایی است که میتواند به تقویت پیوندهای اقتصادی ایران با همسایگان منجر شود.
در این چارچوب، ترکمنستان از موقعیتی ویژه برخوردار است. هممرزی دو کشور، وجود مسیرهای ارتباطی و سابقه مبادلات گازی، امکان توسعه همکاری در حوزه انرژی را فراهم کرده است؛ همکاریای که در صورت طراحی مناسب میتواند علاوه بر تامین بخشی از نیاز داخلی، زمینه گسترش مبادلات منطقهای گاز را نیز ایجاد کند.
با این حال، توافقهای سیاسی بهتنهایی برای تحقق این هدف کافی نیستند. تعیین حجم گاز قابل تامین، مدت قرارداد، نحوه پرداخت و ترتیبات انتقال و تحویل، از جمله موضوعاتی است که باید در چارچوبی روشن میان دو کشور نهایی شود.
ناترازی گاز و اهمیت تامین شمالشرق کشور
تامین گاز در فصل سرد، بهویژه در مناطق سردسیر، به پایداری عرضه در شبکه وابستگی مستقیم دارد. افزایش مصرف خانگی در روزهای سرد، ضرورت تامین گرمایش خانوارها را در اولویت قرار میدهد و همزمان میتواند محدودیتهایی برای تحویل گاز به صنایع و نیروگاهها ایجاد کند.
از سوی دیگر، آسیبدیدگی بخشی از ظرفیتهای پالایشگاهی پارس جنوبی، ضرورت مدیریت دقیقتر منابع موجود و استفاده از راهکارهای مکمل تامین را افزایش داده است. در چنین شرایطی، واردات گاز میتواند یکی از ابزارهای مدیریت عرضه باشد؛ هرچند میزان اثرگذاری آن به حجم واردات، زمان آغاز تحویل و تناسب آن با نیاز شبکه بستگی دارد.
اهمیت همکاری با ترکمنستان از این جهت است که گاز وارداتی میتواند در شمالشرق کشور تحویل شود؛ منطقهای که دسترسی به منابع تامین و ظرفیت شبکه انتقال، در مدیریت مصرف زمستانی آن اهمیت ویژهای دارد. تامین گاز از مسیرهای نزدیکتر به مراکز مصرف، در صورت فراهمبودن ظرفیت فنی و قراردادی، میتواند به کاهش فشار بر شبکه داخلی کمک کند.
ظرفیت واردات روزانه 27 میلیون مترمکعب گاز
بر اساس اطلاعات مطرحشده از سوی مسيولان، امکان واردات روزانه حدود 25 تا 27 میلیون مترمکعب گاز از ترکمنستان مورد توجه قرار گرفته است. تحقق این ظرفیت میتواند بخشی از نیاز گازی کشور را پوشش دهد؛ با این حال، ارزیابی میزان تاثیر آن بر ناترازی، به زمانبندی و استمرار واردات و همچنین حجم واقعی گاز تحویلی وابسته است.
این ظرفیت در شرایط اوج مصرف زمستانی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا حتی افزایش محدود منابع قابل دسترس در مناطق تحت فشار نیز میتواند در مدیریت شبکه موثر باشد. البته واردات گاز بهتنهایی جایگزین اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهرهوری و توسعه ظرفیت تولید داخلی نخواهد بود، بلکه میتواند در کنار این اقدامات، بخشی از فشار فصلی بر شبکه را کاهش دهد.
ایران و ترکمنستان پیشینهای چنددههای در مبادلات گازی دارند و همین تجربه میتواند مبنایی برای تنظیم قراردادهای جدید باشد. با وجود این، تداوم همکاری مستلزم توافق بر شرایط اقتصادی و تجاری، تضمین پرداختها و تعیین تعهدات روشن برای تحویل گاز است؛ موضوعاتی که در قراردادهای بلندمدت انرژی نقشی تعیینکننده دارند.
سوآپ گاز؛ فرصتی فراتر از واردات زمستانی
همکاری گازی ایران و ترکمنستان صرفا به تامین نیاز داخلی در فصل سرد محدود نمیشود. تجربه سازوکار سهجانبه سوآپ گاز میان ایران، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان نشان داده است که میتوان از ظرفیت شبکه موجود برای تسهیل مبادلات منطقهای استفاده کرد.
در این الگو، گاز ترکمنستان در نقطهای از شبکه ایران تحویل گرفته میشود و معادل آن در نقطه توافقشده دیگری به مقصد تعیینشده تحویل داده میشود. چنین سازوکاری میتواند بدون ضرورت احداث خطوط لوله جدید در همه مسیرها، امکان مبادله گاز را فراهم کند؛ البته اجرای آن به ظرفیت فنی شبکه، توازن مقادیر تحویلی و دریافتی و توافقهای تجاری میان طرفها وابسته است.
گسترش این مدل در صورت توجیه اقتصادی میتواند دو هدف را دنبال کند: نخست، افزایش انعطافپذیری ایران در تامین گاز مناطق مختلف و دوم، بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای موجود برای توسعه تجارت انرژی در منطقه.
در واقع، مزیت همکاری با ترکمنستان تنها در حجم گاز وارداتی خلاصه نمیشود. ایجاد ترتیبات پایدار برای تجارت و سوآپ، در صورت فراهمشدن شرایط لازم، میتواند درآمدهای ترانزیتی ایجاد کند و زمینه حضور موثرتر ایران در مبادلات منطقهای گاز را فراهم سازد.
از تفاهم سیاسی تا قرارداد اجرایی
مهمترین مرحله پیش روی همکاری گازی ایران و ترکمنستان، تبدیل ظرفیتهای موجود به تعهدات مشخص و قابل اجراست. تفاهمهای سطح عالی میتوانند مسیر مذاکرات را هموار کنند، اما نتیجه نهایی به توافق بر جزيیات فنی، مالی، حقوقی و تجاری بستگی دارد.
تعیین حجم و دوره تامین گاز، قیمت و نحوه پرداخت، نقاط تحویل، تضمین اجرای تعهدات و سازوکار حل اختلاف، از جمله موضوعاتی است که باید در قرارداد نهایی مشخص شود. همچنین، هماهنگی میان دستگاههای مسيول و شرکتهای فعال در زنجیره تامین و انتقال گاز، برای جلوگیری از فاصلهگرفتن توافقهای سیاسی از مرحله اجرا اهمیت دارد.
از سوی دیگر، با توجه به اهمیت تامین گاز در زمستان، زمانبندی مذاکرات و آغاز احتمالی واردات نیز تعیینکننده است. توافقی که پس از عبور از دوره اوج مصرف عملیاتی شود، طبیعتا نمیتواند همان اثر کوتاهمدت مورد انتظار برای مدیریت زمستان را داشته باشد؛ هرچند ممکن است در بلندمدت به توسعه تجارت انرژی کمک کند.
جمعبندی؛ معیار موفقیت، گاز تحویلی است
توسعه همکاری با ترکمنستان میتواند یکی از مسیرهای مکمل ایران برای مدیریت ناترازی گاز و تقویت تجارت منطقهای انرژی باشد. سابقه مبادلات دو کشور، هممرزی و تجربه سوآپ، ظرفیتهای لازم برای پیگیری این همکاری را فراهم کرده است؛ اما میزان دستاورد آن به نهاییشدن قرارداد و آغاز تحویل گاز بستگی دارد.
در شرایطی که تامین پایدار انرژی در فصل سرد اهمیتی دوچندان دارد، نتیجهبخشبودن دیپلماسی انرژی نه با تعداد دیدارها و تفاهمنامهها، بلکه با تحقق تعهدات و ورود گاز به شبکه سنجیده میشود. اگر مذاکرات ایران و ترکمنستان به توافقی اجرایی و پایدار منتهی شود، این همکاری میتواند در کنار مدیریت مصرف و تقویت تولید داخلی، به کاهش فشار بر شبکه گاز شمالشرق کشور و توسعه جایگاه ایران در تجارت منطقهای انرژی کمک کند.









