صنعت ساختمان از جمله بخشهایی است که در دوران جنگ و بحران، بیش از بسیاری از حوزههای دیگر تحت تاثیر قرار میگیرد، از آسیب به زیرساختهای حیاتی و اختلال در زنجیره تامین مصالح گرفته تا کندی یا توقف پروژههای عمرانی و ساختمانی. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده که همین صنعت میتواند در دوره بازسازی، نقشی کلیدی در احیای زیرساختها و بازگرداندن کشور به مسیر توسعه ایفا کند. بهرهگیری از توان فنی داخلی، ظرفیت شرکتهای تخصصی، حمایتهای هدفمند دولت و مشارکت بخش خصوصی از مهمترین الزامات تحقق این هدف به شمار میرود. در همین زمینه با مهندس سعید ابوالفتحی، معاون فنی و اجرایی شرکت مهندسی ساختمانی صبانفت، درباره ظرفیتهای صنعت ساختمان برای عبور از شرایط کنونی، الزامات بازسازی و چشمانداز پیشروی این بخش به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید:
با توجه به تجربه سالهای گذشته و اتکای صنعت ساختمان به ظرفیتهای داخلی، این توان بومی تا چه اندازه میتواند در بازسازی زیرساختها و عبور از شرایط فعلی کشور نقش موثری ایفا کند؟
به طور کلی کشور ما از ابتدای انقلاب تاکنون با چالشها و درگیریهای مختلفی مواجه بوده، از جمله جنگ هشتساله با عراق که خسارات قابل توجهی به همراه داشت اما کشور پس از آن دوباره ایستاد و مسیر خود را ادامه داد. همچنین تحریمهای اقتصادی نیز در سالهای بعد فشارهای زیادی ایجاد کرد. با وجود تمام این سختیها، یکی از نتایج مهم این شرایط، تقویت رویکرد اتکا به توان داخلی بود. بهگونهای که کشور توانست بدون وابستگی به سایر کشورها مسیر توسعه خود را ادامه دهد.
این روند در صنعت ساختمان نیز دنبال شده و در حوزه این صنعت نیز از مرحله طراحی و معماری گرفته تا تولیدات داخلی و اجرای پروژهها، عمدتا بر توان بومی و استفاده از ظرفیتهای داخلی تکیه شده است.
این موضوع یک مزیت مهم برای صنعت ساختمان کشور محسوب میشود؛ چرا که از مرحله پایه نیروهای جوان، خلاق و توانمند در این حوزه فعال هستند و در کنار آن، تولیدات داخلی و فرآیندهای اجرایی نیز در داخل کشور شکل گرفته است.
بر اساس همه این تجربیات، ما تا امروز کشورمان را با تکیه بر توان داخلی ساختهایم و از این پس نیز همین مسیر را ادامه خواهیم داد و با اتکا به ظرفیت نیروهای جوان و متخصصی که در اختیار داریم، انشاءالله در آینده نزدیک، آثار و پیامدهای شرایط اخیر را پشت سر خواهیم گذاشت و روند توسعه کشور نسبت به گذشته با کیفیت بهتری ادامه پیدا خواهد کرد.
با توجه به شرایط ناشی از جنگ اخیر و آسیب به بخشی از زیرساختها و زنجیره تولید، مهمترین راهکارها برای تداوم و بازگشت صنعت ساختمان به مدار توسعه چیست؟
در جنگ اخیر، دشمن بهصورت هدفمند زیرساختها و توانمندیهای کشور را مورد حمله قرار داد؛ مسيلهای که نشان میدهد سطح پیشرفت ما در این حوزه به حدی بوده که برای اعمال فشار، ناگزیر به هدف قرار دادن زیرساختها شدهاند. این آسیبها شامل صنایع مهمی مانند فولاد و آلومینیوم نیز بوده و بخشی از زنجیره تولید را از مدار خارج کرد. در واقع، زنجیره تولید صنعت ساختمان از تامین مواد اولیه تا مراحل اجرایی، بهطور مستقیم تحت تاثیر چنین شرایطی قرار میگیرد و طبیعی است که جنگ بهصورت کلی بر کل این صنعت اثرگذار باشد. با توجه به درگیر شدن برخی زیرساختهای نفتی نیز، این شرایط پیچیدهتر و حساستر میشود.
با این حال، چند عامل اساسی میتواند مسیر ادامه فعالیت این صنعت را هموارتر و قویتر کند. نخستین عامل، نقش دولت است. دولت باید با برنامهریزی دقیق و ایجاد سازوکارهای حمایتی، زمینه حضور و فعالیت سرمایهگذاران را فراهم کند و همچنین روند بازگشت سریعتر کارخانههای تولیدی، بهویژه در حوزه فولاد و صنایع شیمیایی را تسهیل نماید.
در این میان، یک دوره گذار برای بازسازی این واحدها وجود خواهد داشت و لازم است دولت، این فاصله تولیدی را مدیریت کند. به نظر میرسد مسيولان دولتی نیز نسبت به این موضوع توجه دارند و با تدابیر مناسب تلاش کردهاند این دوره گذار بهدرستی طی شود تا واحدهای تولیدی مجددا به ظرفیت پیشین خود بازگردند. نشانههایی نیز وجود دارد که برخی کارخانهها فعالیت خود را هرچند با ظرفیت محدود، مجددا آغاز کردهاند.
دومین محور مهم، مدیریت فرآیند ساختوساز در کشور است. این وظیفه مدیران صنعت ساختمان است که با برنامهریزی دقیق، تامین بهموقع مصالح و جلوگیری از تصمیمات هیجانی، شرایط را کنترل کنند. ممکن است سرعت اجرای پروژهها مانند گذشته نباشد اما با بازنگری در برنامهریزیها و استفاده از روشهای دقیقتر میتوان روند ساختوساز را مجددا به مسیر اصلی بازگرداند.
با توجه به مشوقهای جدید شهرداری، از جمله اعطای تراکم ، آیا این سیاستها میتواند سازندگان را به بازسازی ساختمانهای آسیبدیده ترغیب کند؟
حتما. به نظر من شهرداری گام اول را در این مسیر برداشته و این اقدام قابل ستایش است. حتما نهادهای دولتی دیگر هم پای کار خواهند آمد. ما احتیاج داریم که دستورالعملها و مشوقهای حمایتی دولت، چه برای بخش خصوصی، چه خصولتی و چه دولتی در نظر گرفته شود تا مسیر بازسازی تسهیل شود.
با وجود ابلاغ بستههای حمایتی از سوی دولت، چرا نظام بانکی همچنان در تخصیص تسهیلات به صنعت ساختمان عملکرد کندتر و محدودتری نسبت به سایر صنایع دارد؟
ما بهعنوان مدیران صنعت ساختمان وظیفه داریم تصویر دقیق و قابلفهمی از این صنعت برای نظام بانکی و تصمیمگیران ارايه کنیم. صنعت ساختمان ذاتا صنعتی با بازدهی بلندمدت است، اما نکته مهم این است که تقریبا تمام مسیرهای سرمایهگذاری در نهایت به بخش مسکن و ساختوساز ختم میشود. به همین دلیل، اگر این بخش دچار رکود شود، بسیاری از حوزههای اقتصادی دیگر نیز تحت تاثیر قرار میگیرند.
در شرایط فعلی اقتصاد کشور، بهدلیل تحریمها و نوسانات بازار، بخشی از سرمایهها به سمت بازارهایی مانند ارز و طلا حرکت میکند که بازدهی سریعتری دارند. با این حال، اگر نظام بانکی با همراهی دولت بتواند ریسکهای ذاتی صنعت ساختمان را بپذیرد و به آن نگاه توسعهمحور داشته باشد، روشن میشود که این صنعت اگرچه زودبازده نیست، اما از نظر اقتصادی و اجتماعی، هم سودآور و هم در راستای آبادانی کشور کاملا توجیهپذیر است.
در صورت شکلگیری چنین نگاهی، اجرای بستههای حمایتی دولت نیز با اثربخشی بیشتری همراه خواهد شد. البته در این میان، دولت باید نظارت دقیقتری اعمال کند تا این حمایتها بهدرستی به دست فعالان حرفهای و سرمایهگذاران واقعی صنعت ساختمان برسد.
در بازسازی ساختمانهای تخریبشده، آیا لازم است رویکرد معماری بهگونهای باشد که مفاهیم جنگ و مقاومت را در هویت بنا بازتاب دهد؟
معماری هر ساختمان، در واقع هم هویت خود بنا را بازتاب میدهد و هم تا حد زیادی بیانگر هویت اجتماعی افرادی است که در آن فضا زندگی میکنند. در جریان حملاتی که به کشور صورت گرفت، بخش قابل توجهی از ساختمانها بهطور کامل تخریب شدند و طبیعتا نیازمند بازسازی از پایه هستند. در مقابل، برخی از ساختمانهای عمومی صرفا دچار آسیب شدهاند و تخریب کامل نداشتهاند.
در این موارد، بازسازی باید بهگونهای مدیریت شود که ارايه خدمات این مراکز بدون وقفه ادامه یابد، در عین حال، بتوان آثار و نشانههای این رخدادها را نیز حفظ کرد تا برای نسلهای آینده قابل مشاهده و قابل درک باشد. ضروری است نسلهای آینده بدانند چه میزان مقاومت صورت گرفته و چه شرایطی بر کشور تحمیل شده است. در کنار حرکت به سمت توسعه و ساخت ایران پیشرفتهتر، حفظ این حافظه تاریخی و انتقال مفهوم مقاومت به آیندگان نیز اهمیت اساسی دارد.
دولت برای تسریع روند بازسازی تا چه اندازه باید از توان شرکتهای ساختمانی در سطوح مختلف بهره بگیرد؟
یک بخش، پروژههای ملی و بزرگ ما در سطح کشور است. طبیعتا این پروژهها نیاز دارند که شرکتهای بزرگ و صاحبنام پای کار بیایند و این پروژهها را اجرا کنند.یا مثلا در بحث زیرساختهای ملی، مثل همان پلی که توسط دشمن هدف قرار گرفت، شرکتهای بزرگ ما میتوانند در این حوزه وارد شوند. در این میان، مجموعه صبا نفت نیز در جلسات مختلف بهصراحت اعلام کرده و همچنان اعلام میکند که آمادگی کامل دارد در کنار نهادهای عمومی و غیردولتی آسیبدیده قرار گیرد و از نظر دانش فنی و توان اجرایی به آنها کمک کند. این موضوع در راستای مسيولیت اجتماعی این مجموعه بهعنوان یکی از شرکتهای بزرگ صنعت ساختمان دنبال میشود.
با این حال، نباید فرآیند بازسازی و نوسازی را صرفا محدود به شرکتهای بزرگ دانست. چنین رویکردی قابل پذیرش نیست. به اعتقاد من، این یک کار جمعی است و باید همه فعالان صنعت ساختمان در آن مشارکت داشته باشند. در این مسیر، ممکن است شرکتهای کوچکتر نیز وارد پروژهها شوند و فعالیت کنند که در این صورت شرکتهای بزرگ میتوانند از آنها حمایت کنند..در نهایت، بازسازی کشور تنها با اتکا به چند شرکت بزرگ محقق نخواهد شد، بلکه نیازمند مشارکت همه شرکتهای فعال در صنعت ساختمان با هر مقیاس و ظرفیتی است تا این روند به نتیجه مطلوب برسد.
و اما سخن پایانی!
کشور ما روزهای سخت بسیاری را در طول دهههای گذشته از فشارهای اقتصادی تا حملات نظامی پشت سر گذاشته است. ما در این مسیر، عزیزان بزرگی را از دست دادهایم و این مسيله برای همه ما بسیار سنگین و تلخ است. ما اجازه نخواهیم داد جای خالی آنان در مسیر حرکت کشور احساس شود. جوانان ایرانی همواره پای کار کشور خود بودهاند و خواهند بود. خاک و وطن برای ما از هر چیز دیگری ارزشمندتر است. در حوزه تخصصی خودم، یعنی صنعت ساختمان عرض میکنم که با توان بیشتر، تعهد و باور عمیقتر به کشور میتوانیم دوباره اتفاقات بزرگ و ماندگاری رقم بزنیم.



