به گزارش خبرنگار مهر، مناطق نفتخیز غرب کارون، شامل میادین بزرگی چون آزادگان، یادآوران، یاران و جفیر، طی دو دهه گذشته نقش کلیدی در افزایش ظرفیت تولید نفت ایران ایفا کردهاند. اما همزمان با رشد تولید، یک چالش ساختاری نیز پررنگ شد: سوزاندن گازهای همراه. گازهایی که بهجای تبدیل شدن به خوراک صنعت یا منبع درآمد ارزی، در مشعلها سوختند و علاوه بر اتلاف ثروت ملی، تبعات زیستمحیطی گستردهای بهجا گذاشتند.
بر اساس برآوردهای رسمی، در اوج تولید میادین غرب کارون، روزانه بیش از 35 تا 40 میلیون مترمکعب گاز همراه در این منطقه تولید میشد که بخش قابل توجهی از آن فاقد زیرساخت جمعآوری بود. همین موضوع، غرب کارون را به یکی از کانونهای اصلی فلرینگ کشور تبدیل کرد. در سالهای اخیر، فشارهای محیطزیستی، الزامات برنامه هفتم توسعه و نیاز فزاینده به خوراک پتروشیمیها، سیاستگذار انرژی را به سمت راهکاری مشخص سوق داد
NGL چیست و چرا برای غرب کارون حیاتی است؟
واحدهای NGL با هدف جمعآوری، تفکیک و فرآورش گازهای همراه نفت طراحی میشوند. خروجی این واحدها شامل گاز سبک (برای تزریق به شبکه یا مصرف سوخت) و مایعات گازی باارزش مانند اتان، پروپان و بوتان است که خوراک اصلی صنعت پتروشیمی بهشمار میروند.
در غرب کارون، بهدلیل فاصله از شبکه سراسری گاز و اولویت تاریخی تولید نفت خام، توسعه NGL سالها به تعویق افتاد. اما از اواخر دهه 1390، با تعریف پروژههایی نظیر NGL 3200، NGL 3100 و طرحهای جمعآوری گازهای مشعل آزادگان و یادآوران، این رویکرد تغییر کرد.
طبق آمار شرکت ملی نفت ایران، تا پایان سال 1404 ظرفیت اسمی واحدهای فعال و در حال بهرهبرداری NGL در غرب کارون به بیش از 25 میلیون مترمکعب در روز رسیده است. این عدد بهمعنای مهار بخش بزرگی از گازهایی است که پیشتر سوزانده میشدند. به بیان دیگر، NGLها حلقه مفقوده اتصال نفت غرب کارون به زنجیره ارزش گاز و پتروشیمی بودهاند.
آمارهای 1404 چه میگویند؟ افت فلرینگ و جهش بازیافت گاز
بررسی دادههای عملکردی سال 1404 نشان میدهد که نرخ فلرینگ در غرب کارون نسبت به سال 1401 بیش از 45 درصد کاهش یافته است. این کاهش، حاصل بهرهبرداری تدریجی از واحدهای NGL و اتصال میادین جدید به شبکه جمعآوری گازهای همراه است.
بر اساس گزارشهای رسمی حجم گازهای همراه بازیافتشده در غرب کارون در سال 1404 به بیش از 9 میلیارد مترمکعب در سال رسیده است. از این میزان، حدود 60 درصد به خوراک پتروشیمیها اختصاص یافته و مابقی برای مصارف سوختی یا تزریق به شبکه استفاده شده است.ارزش اقتصادی گازهای بازیافتشده، با احتساب قیمتهای صادراتی LPG و خوراک اتان، سالانه چند میلیارد دلار برآورد میشود.
حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، پیشتر در اظهارنظری رسمی تاکید کرده است:جمعآوری گازهای همراه در غرب کارون نهتنها یک الزام محیطزیستی، بلکه یک پروژه اقتصادی بزرگ است که بازده آن مستقیما در تراز مالی صنعت نفت قابل مشاهده است.
این اظهارات نشان میدهد که نگاه به NGL صرفا زیستمحیطی نیست، بلکه بخشی از راهبرد افزایش بهرهوری داراییهای هیدروکربوری کشور محسوب میشود.
پیوند NGLها با توسعه پتروشیمی و مهار ناترازی گاز
یکی از پیامدهای راهبردی توسعه NGL در غرب کارون، تقویت پایدار خوراک پتروشیمیهاست. در سالهای اخیر، ناترازی گاز بهویژه در فصل سرد، بارها به کاهش تولید یا توقف واحدهای پتروشیمی منجر شده است. گاز و مایعات حاصل از NGLها، بخشی از این شکاف ساختاری را پوشش دادهاند.
به گفته مهرزاد ربیعی کارشناس صنعت نفت خوراک پایدار مهمترین مولفه سودآوری پتروشیمی است. پروژههای NGL غرب کارون، ریسک تامین خوراک را کاهش داده و امکان برنامهریزی بلندمدت برای توسعه زنجیره ارزش را فراهم کردهاند.
در سال 1404، بخش قابل توجهی از اتان تولیدی واحدهای NGL غرب کارون به مجتمعهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه منتقل شده است. این موضوع، علاوه بر افزایش تولید محصولات پایه، به افزایش صادرات غیرنفتی و ارزآوری پایدار نیز کمک کرده است.
از منظر کلان، هر مترمکعب گاز همراه که بهجای سوختن، وارد چرخه تولید میشود، فشار بر شبکه گاز کشور را کاهش میدهد؛ موضوعی که در شرایط ناترازی مزمن گاز، اهمیت راهبردی دارد.
محیطزیست و مسيولیت اجتماعی؛ دستاورد کمتر دیدهشده NGLها
فلرینگ، علاوه بر اتلاف انرژی، یکی از منابع اصلی انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای است. کاهش مشعلسوزی در غرب کارون، اثر مستقیم بر کیفیت هوا، سلامت جوامع محلی و تعهدات زیستمحیطی کشور داشته است.
طبق برآوردهای سازمان حفاظت محیطزیست، کاهش فلرینگ در این منطقه طی سه سال گذشته، منجر به کاهش میلیونها تن انتشار CO2 معادل شده است. این دستاورد، در کنار بهبود شاخصهای سلامت، نقش مهمی در کاهش تنشهای اجتماعی میان صنعت نفت و ساکنان محلی ایفا کرده است.
چالشهای باقیمانده و مسیر پیشرو
با وجود پیشرفتهای قابل توجه، پروژههای NGL غرب کارون همچنان با چالشهایی مواجهاند؛ از جمله تامین مالی، تکمیل زنجیره انتقال، و هماهنگی میان تولید نفت و بهرهبرداری گاز. برخی واحدها هنوز به ظرفیت اسمی نرسیدهاند و نیازمند سرمایهگذاری تکمیلی هستند.
کارشناسان معتقدند اگر پروژههای نیمهتمام با سرعت فعلی تکمیل شوند، تا پایان برنامه هفتم توسعه میتوان فلرینگ غرب کارون را به حداقل فنی ممکن رساند. این هدف، نه یک شعار، بلکه نتیجه مستقیم استمرار سرمایهگذاری و ثبات در سیاستگذاری انرژی است.
در مجموع، تحولات پروژههای NGL در غرب کارون نشان میدهد که صنعت نفت ایران در حال عبور از رویکرد «تولیدمحور» به سمت ارزشآفرینی حداکثری از هر مولکول انرژی است؛ مسیری که هم اقتصاد ملی و هم محیطزیست از آن منتفع میشوند.







